![]() |
![]() |
|
| درباره دلیل بودن من , تو و ما . |
|
درود بر شما
که در نبود من باز هستید . ممنونم از تمامی نظرات و انتقاداتتون . مخصوصا از نادی که این پستو فقط بخاطر اون نوشتم - که بدونه چقدر برام مهم که یه بازدید کننده داشته باشم ولی کسی باشه که درک کنه - بفهمه و بزرگ شده باشه . ممنونم نادی و اما ... ۵۰ روز از مرگ پدرم میگذره . نمیدونم چرا احساسم خیلی متفاوت شده . دیگه اون حسیو که بعد از مرگ برادرم دارم ندارم .
سر کار میرم . کارمو دوست دارم . زندگیمو دوست دارم . خیلی چیزارو دوست دارم .
اما هنوز دروغو دوست ندارم .
نمیدونم چرا دیگه نمیتونم خوب بنویسم . کتابمو تا نصف نوشتم و بعد نابودش کردم ! بازم نمیدونم چرا ...! موفق باشید . به امید بهانه ای تا دور هم باشیم . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 13:14 توسط مهیار |
|
|
درود بر شما .
متاسفم بخاطر اینکه نمیتونم به وب دوستان سر بزنم - ولی مطمعا باشید همیشه بیادتونم . الانم نمیدونم چرا دیگه نمیتونم مثل قبل بنویسم ! یجورایی ... نمیدونم چم شده ! ولی تمام سعیمو میکنم . از تمام دوستان و بازدیدکنندگان خواهشمندم در مرا در نوشتن مطالب یاری کنند . بدرود . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 3:23 توسط مهیار |
|
|
درود.
هه هه هه ... ما که نفهمیدیم درد این آقای معروف چیه که تو نظرات نظر گزاشته ولی اینو میدونم که آقای خاتمی دیگه کاندید ریاست جمهوری نیستند و ایشون کاملا از دنیا عقبا و جای اینکه ادعای دانایی کنن بقول خودشون دورو برشونو یه نیگا بندازن . حالا که بحث به انتخابات رسید باید بگم که : هر کسی به عنوان یک انسان حق داره برای رای دادن یا ندادن یا اینکه به کی رای بده تصمیم بگیره و انتخاب خودشه . اما اینکه کی رییس جمهور میشرو دیگه همه میدونن ...!!! اسم نمیبرم ولی فقط بگم سیاست پیچیده و فریبندست باید مراقب بود .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 3:11 توسط مهیار |
|
|
درود بر شما .
این نظریه که روح هر انسان قبلا در جسم انسان دیگه ای بوده و به همین دلیل که بعضی اوقات بعضی چیزا برای ما آشنا میاد موضوع جالبی برای بحث . من خودم شخصا خیلی این مورد برام پیش میاد و در برخی از موارد حتی تا چند ثانیه بعدم میدونم چه اتفاقی میخواد بیفته - شاید کسایی که تجربه نکردن باور نکنن - ولی اینم میتونه به نظر قبلی من در رابطه با تکثیر روح در جسم انسان برگرده و هم میتونه به این موضوع ربط داشته باشه . البته شایان ذکر است که همان طور که میدانید روح انسان وابسته به زمان و مکان نیست - پس امکان داره که این بحثم ربطی به این اتفاقها داشته باشه . در کل انسان زندگی پیچیده و نامنظمی داره که نظم دادن به این زندگی وقت زیادی میگیره .
ممنونم از نظرات زیباتون . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 7:5 توسط مهیار |
|
|
درودی دوباره بر همه ...
رفاقت . نمیدونم ... . به بچه ها میگن بهترین رفیقت پدر و مادرتن وقتی بزرگتر میشن میگن تنها رفیق آدم خداست . تنها رفیق من که جز من به کس دیگه ای فکر نمیکنه و تمام سعی و تلاشش برای موفقیت منه ... خودمم ! این خود انسان که میتونه بهترین رفیق و همدرد برای خودش باشه . شاید سپهر . شایان (ل) . شهاب . محمد . رضا و ... همه رفقای صمیمیه من باشن اما باز نمیتونن جای خودمو برای خودم بگیرن . اگه هر انسانی خودش بهترین دوست برای خودش باشه . اون وقت دیگه هیچ مشکلی تو دنیا پیش نمیاد . دیگه هیچ کسی خود کشی نمیکنه . هیچ جوونی به سمت اعتیاد نمیره و ... شاید بگین چه ربطی داره ؟ اما این موضوع واقعا ربط داره . نمیگم چجوری تا خودتون فکر کنین . فکر کردن باعث میشه بتونین به مسایلی پی ببرید که حتی فکرشم نمیکنید . هر انسان بقدری قدرت داره که حتی در فکر خودش هم نمیگنجه . دلم از دست همه گرفته . چرا کسی به فکر خودش نیست . نه از نظر مادی - فراتر از این دنیای مادی . ای کاش صدای من بگوش همه میرسید . ... ------------------------------------------------------------------------- راستی منتظرم ... . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 11:38 توسط مهیار |
|
|
خودکشی ؟
خودکشی یعنی کم آوردن . ما زنده هستیم چون یه روز همه میمیریم . ولی نباید بخاطر این مساله پدر خودمونو در بیاریم .. بهترین حالت اینه که پدر زندگیو در بیاریم . هر وقت فهمیدی من چی میگم اونوقت میگی : بی خیال بزن حالشو ببر - دنیا ۲ روزه . من هیچ وقت به خود کشی فکر نمیکنم و در هر حالت فقط هدفم اینه که قبل از مرگم بتونم بفهمم و به بقیه بفهمونم این زندگی برای چیه و هدف از مردن چیه . بفهمم و بفهمونم که چرا وقتی قراره بمیریم زندگی میکنیم و یا وقتی که خدا انسان را خلق کرد با اینکه میدونست و فهمید که این موجود غیر از سر پیچی کاری بلد نیست با این همه اونو نابود نکرد . نه برای اثبات رحمت خودش برای مساله پیچیده تر که در فکر هر کسی نمیگنجه . راستشو بخوایین من نوشتن کتابمو کنار گذاشتم چون به یک موضوع جدید برخوردم و دارم روی مساله جدیدی از خلقت تحقیق میکنم . الان تمام فکرو زندگیم حتی موقع کار و انجام پروژه های کاریم این مساله هستش . دارم رو یه نظریه جدید کار میکنم - نظریه خلقت برای تکثیر روح . این مساله جالب که خدا یک بار در جسم بی جان آدم و حوا دمید و از اون زمان تا حالا تعداد بی شماری انسان که همه دارای روح و جسم بودن متولد شدن . جسم انسان رشد میکنه این یه مساله معلومه و شکل گرفتن جسم انسان در عین پیچیدگی مساله معلومیه و احتیاج به بحث زیادی نداره ولی اینکه روح انسانها بغیر از آدم و حوا از کجا اومده یه مساله دیگست . نظریه من اینه که جسم ما محلیه برای تکامل روحی که خدا یکبار در جسم آدمو حوا دمید و بعد از اون این روح در جسم انسانها تکثیر و پرورش پیدا میکنه و در پایان بعد از مرگ به جایی که تعلق داره بر میگرده . به همین خاطر صدمه رسوندن به جسم گناه چون محل رشد و تکامل روح جسم و با صدمه زدن به اون روح در تلاطم قرار میگیره و ... اینا یه بخشی از نظریات منه که بطور خیلی ساده و قابل فهم همه نوشتم . راستی : از اینکه نمیتونم به همه سوالها و تمام نظرات شما پاسخ بدم متاسفم چون این روزا خیلی پروژه بهم میخوره ! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 11:57 توسط مهیار |
|
|
عقل من کج و معوجه ؟
نظر بدید : خداییش عقل من کج و معوجه ؟
من برای حرفام دلیل میارم . دلیلی که برای همه واضح و روشنه . یه بچه ۶ ساله هم میتونه اینارو بفهمه . حالا تو که میگی عقل من کج و معوجه ! دلیلت چیه این که میخوام بفهمم چرا خدا داره در حق انسانها ظلم میکنه ؟ یا این که تویه ... نمی خوایی بفهمی . قبلا گفتم بازم میگم : نظر بدید هرچی میخوایید نظر بدید . اصلا فحش بدید ولی مشخصات خودتونو کامل بنویسید تا منم شمارو بشناسم .
راحت باشید حرفتونو بزنید منم می پذیرم . اگه با دلیل باشه . دلایل هستن که زندگی مارو میسازن . زندگی بی دلیل زندگی نیست . زندگی من پوچ نیست . چرا فکر می کنید زندگی من پوچه ؟ چرا هیچ کس نمی خواد واقعیت هارو درک کنه ؟ چرا همه دارن خودشونو گول میزنن ؟ بهترین و یا بدترین زندگی رو هم داشته باشی به هر حال باید همه چیو از دست بدی و دلتو به وعده ای خوش میکنی که حتی برات اثبات نشده . چرا ؟ همه انسان ها مثل هم نیستند . اما هدف زنگی همه یکی هستش و چیزی جز مرگ نیست و هیچ کسم نمیتونه اینو تغییر بده . ما زندگی میکنیم تا بمیریم یا میمیریم چون زندگی میکنیم . مساله سادست فقط باید فکر کرد . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 16:53 توسط مهیار |
|
|
درود بر همه .
یه مدت نبودم . اما حالا هستم . ۱۵ روز گزشته . اما : سال نو مبارک ... 000000 ___00000 |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 14:24 توسط مهیار |
|
|
ممنونم از نظرات زیبای شما .
منظورم کل موضوع وبلاگ نبود که گفتم ارزش داره ادامه بدم یا نه ُ منظورم فقط در رابطه با تضاد مفاتیح با قرآن بود . من هر چقدرم دسترسیم به اینتر نت کم بشه ُ بهر حال میام و مطلب میزارم . الانم خیلی اوضاع اینترنتم خرابه اگه توجه کنید میبینید این پسشهای آخری دیگه همشونو ساعت ۳ صبح به بعد گزاشتم . بهر حال دارم این مطالب تضاد مفاتیح با قرآن رو بصورت یه مقاله در میارم که یهو بزارمهمه استفاده کنید و اینقدر وبلاگو بالا پایین نرید . فعلا باید برم دنبال بدبختیام ُ شبو روز نداره همیشه درگیرم . تا بعد .... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 3:17 توسط مهیار |
|
|
درود بر شما . بازم اومدم . چند تا پست قبلی چطور بود ؟ آیا ارزش داره ادامه بدم یا اینقدر بی خاصیته که باید تمومش کنم ؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 3:9 توسط مهیار |
|
|
هرگز کلمه " ف ی ل ت ر ش ک ن " برای جست جو سر هم تایپ نکنید و جدا از هم این کارو انجام بدید !
جواب میده . ف ی ل ت ر ش ک ن جدید . ف ی ل ت ر ش ک ن ناب . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 4:5 توسط مهیار |
|
|
به هر حال کتاب مفاتیح مشتمل است بر ابواب و فصولی ، و ما آنچه در آنذکر شده بترتیب همان ابواب و فصول بررسی می کنیم و مختصری بیان می کنیم از بعضی ایرادها و اشکالاتی که بر آن وارد است ، و گاهی به صفحات آن نیز اشاره می کنیم ان شا الله و مفاتیح ما چاپ کتابفروشی محمد حسین علمی است .
در تعغیبات مشترک که در ص 16 ، از ابن بابویه سلامی بر دوازده امام نقل کرده و پس از آن گفته : " هر حاجتی که داری از خدا بطلب " . نویسنده گوید : آیا ابن بابویه حق داشته که چیزی اضافه کند آن در دین و دعاهای خود بگوید یا خیر ؟ اگر هر کس بر دین چیزی از خود اضافه کند آن دین و دعاهای آن ، الهی نیست . بلکه دل بخواهی بشری است . و همچنین در همان صفحه چیزی از کفعمی نقل کر ده کخ از خدا جل جلاله و رسول وارد نشده بلکه از بدعت های کفعمی است .
جناب قمی در این مفاتیح بسیار دعا و ذکر و زیارت از کسانی مانند کفعمی و ابن طاوس و ابن بابویه و ابن المشهدی و شیخ طوسی و امثال اینان نقل کرده که نه از خدا و نه از رسول است . آیا این دین خدا ناقص بوده اینان تکمیل کرده اند ؟ و یا اینان شریک ند با خدا در تشریع ؟ و یا اینکه خدای تعالی تابع اینهاست که هر چه اینان گفتند خدا امضا کرده است ؟ چه حق داشته اند که در مطلب دینی چیزی اضافه کنند . اینها سوالاتی است که مقدسین چه عام و چه خواص جوابی ندارند ، بلکه بایدبه بدعت بودن و حرام بودن اینها اقرار کنند که امیر المومنین علی می فرماید : " سنت آن است که رسول خدا آورده و بدعت چیزی است که پس از رسول خدا ایجاد و اضافه شده ". |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 3:53 توسط مهیار |
|
|
و باز نوشته که : " النبا العظیم " هم ولایت است ، و هم حضرت امیر است ، درصورتی که امیر در دعاهای خود در صحیفه علویه می گوید : " من ایمان آورده ام به نباعظیم که قیامت باشد " . و در خود سوره عم یتسالون خدا بیان کرده که نبا عظیم ، خبر روز قیامت است . و عبارت صحیفه علویه در دعاهای روز دوشنبه این است : " الحمد الله الذی هدانی بالاسلام واکرمنی بالایمان و بصرنی فی الدین و عرفنی الحق الذی عنه یوفکون و النبا العظیم الذی هم فیه مختلفون " . معلوم می شود نویسنده مفاتیح از کلام حضرت مطلع نبوده است . و در فضیلت سوره قدر نوشته که : " هر کس در نماز بخواند از جانب خدا به او ندا می شود که گناهان گذشته تو را خدا آمرزید ، عمل را از سر بگیر " . یعنی : دو مرتبه جنایات را از سر گیر . من نمیدانم چرا نویسندگان این اخبار و خوانندگان آن فکر خود را بکار نیانداخته اند و ندانسته اند که این اخبار ضد قرآن و قانون الهی است که فرموده : ( الزلزله: 7-8 ) " پس هر کس هم وزن ذره ای کار خیر انجام دهد آن را می بیند . و هر کس هم وزن ذره ای کار بد کرده آن را می بیند "
منتظر بقیه مطالب باشید ... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 3:32 توسط مهیار |
|
|
درودی دوباره .
ببخشید اگه پست قبلی بی متن بود و لی حالا متنشو درج کردم راستش نمیدونم چرا ولی هر کاری میکردم هیچ متنی وارد نمیشد ! امیدوارم خوشتون بیاد . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 3:11 توسط مهیار |
|
|
درود بر شما . راستش یه چند وقتی بود که کارام زیاد شد . حتی فرصت باز کردن وبلاگمم نداشتم . ولی خوب حالا دیگه روزی یه یاعتی بیکاری بهم میخوره . بریم سر اصل مطلب :
این بار میخواهم مطالبی در پیرامون این تضادها برایتان نقل کنم . توضیح خاصیم در رابطه با آشنایی مفاتیح ندارم بدم چون مسلمانان دیگه مفاتیح و کتابهایی از این قبیل مثل نهج البلاغه رو میشناسن . و اگر قابل دانستید مارا با نظرات خود خوشنود کنید .
میزان حق و باطل قرآن است – نه چیز دیگه .
تعجبی است با اینکه خدای تعالی برای مسلمین قرآن را میزان قرار داده تا مطالب دینی خود را با آن بسنجند و باطل و غیر باطل را از یکدیگر جدا سازند و دین او را آلوده ننمایند و همچنین رسول خدا و سایر بزرگان سفارش کرده اند که هر خبری از ما رسید فورا قبول نکنید و با کتاب الهی بسنجید و اگر موافق آن بود بپزیرید و گرنه نپذیرید. چگونه مسلمانان به انحراف افتاده اند /! و کتاب خدا را رها نموده اند ؟! از آن جمله حضرت رسول چنانکه در ( جلد 18 وسائل الشیعه ص78 ) و هم کتاب کافی روایت کرده اند فرموده : " فما وافق کتاب الله فخذوه وما خالف کتاب الله فدعون " یعنی : "آنچه موافق کتاب خداست بگیرید و آنچه مخالف کتاب خداست رها کنید " . و در همینکتاب از حضرت صادق روایت کرده که فرموده : "فما لم یوافق من الحدیث القرآن فهو زخرف " . و نیز فرموده اند : " کل شئی مردود الی الکتاب والسنه و کل حدیث لا یوافق کتاب الله فهو زخرف " . " بازگشت و مرجع همه ی سخنان کتاب خدا و سنت رسول الله است ، و هر حدیثس که با کتاب خدا مخالف باشد پس آن بیهوده است " . و در همین مسائل الشیعه در جلد سوم نقل کرده که رسول خدا در منی خطبه خواند و فرمود : " ای مردم ! آنچه برای شما از قول من نقل شد که موافق کتاب خدا بود من گفته ام ، و آنچه برای شما آمد که مخالف کتاب خدا بود من نگفتم ". وهمین مطلب در نهج البلاغه از حضرت علی روایت شده است . و در (18/89) وسائل از حضرت باقر و حضرت صادق روایت کرده که فرموده اند : " لا تصدیق علینا الا ما وافق کتاب الله وسنته نبیه". هر سخنی که از ما به شما رسید تصدیق نکنید مگر اینکه با کتاب خدا و سنت رسول خدا موافق باشد . و در ( ص 79) نقل کرده که حضرت صادق فرمود : " من خالف کتاب الله و سنته نبیه فقد کفر " یعنی ، " هر کس مخالف کتاب خدا و سنت رسول خدا کند ، بتحقیق کافر شده است ". و دیگر موارد که من به تمام آنها نمی پردازم زیرا بس بسیارند و وقت ما کم . پس میرویم سر اصل مطلب . جناب آقا قمی در اول مفاتیح ، چند سوره از قرآن آورده ، و در حاشیه آنها ثوابهای اغراق آمیزی از روایات ضعیفه آورده که بطلان آنها بر هر عاقل خبیری روشن است ، مثل آنکه میگوید : " شوره یس به صاحبش می رساند خیر دنیا و آخرت را ، و دفع میکند از او بلای دنیا و آخرت را ، و دفع میکند هر شری را ، و روا میکند هر حاجتی را "، و اینها یقینا دروغ است ، زیرا رسول خدا و بسیاری از اصحابش یس را خواندند و شرور از آنها دفع نشد ، و حتی خودما بخوانید تا ببینید که آیا بلاها و شر و ... از شما دور میشود ؟ به یقین این طور نمیشود . و یا مینویسد " هر کس در قبرستان سوره یس بخواند خدای عزوجل عذاب اموات را تخفیف می دهد و از هر آفتی محفوظ است ، و اگر بمیرد داخل بهشت شود ". اینها اخباری است غلو آمیز و غرور آمیز . و یا مینویسد : " سوره الرحمن می آید از نزد خدای عزوجل و می ایستد ، نزد خدای تعالی در جایی که نزدیکترین از آن نیست بخدای تعالی ". جناب قمی فکر نکرده که می آید از خدا نزد خدا و می ایستد نزد خدا معنی ندارد . و یا مینویسد :" هر کس روز بخواند و بمیرد شهید مرده است ، و هر کس شب بخواند و بمیرد شهید مرده است " . باید گفت : پس دیگر میدان جهاد و آلات حرب لازم نیست و با این تفصیل باید جهنم را نیز بهشت کنند که همه قرار است بیایند بهشت . و گوید : " هر کس شیعه باشد و در نماز شب جمعه سوره جمعه و سبح اسم ربکم بخواند و در نماز ظهر آن ، جمعه و منتفقین بخواند گویا عمل رسول خدا را بجا آورده ، و جزای او بهشت است ". طبق این خبر عمل رسول خدا مطابق است با خواندن دو عدد سوره ؟! و او از اول اگر این دو سوره را می خواند دیگر نیاز به این همه در گیری برای دین نداشت .
خوب تا اینجا داشته باشید تا من بقیرو تایپ کنم و بهتون بدم . که حالا حالا کار داره .
واقعا چه خبره چرا هرکی واسه خودش یه ساز میزنه . پس رهبر این گروه موسیقی کجاست ؟ آیا خوابش برده ؟
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 6:47 توسط مهیار |
|
|
متاسفانه بدلیل مشکلاتی که پیش اومد از کسانی که پیغام لینک شدن دریافت کردن ولی لینک نشدن تقاضا میگردد :
دوباره آدرس خود را برای ما ارسال کنند . با تشکر . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 3:46 توسط مهیار |
|
|
اول درود بر شما بازدید کنندگان و دوستان .
یه مدت نبودم . الانم اومد میبینم نظرات دارن قوقا میکنن و من همرو یجا نمیتونم جواب بدم . خوب از آخر شروع میکنیم . -------------------------------------- آقای محمد حسین جان مساله دقیقا اینجاست که ما چرا نمیتونیم به واقعیت خدا پی ببریم و بفهمیم که اون از کجا اومده ؟ من نه از گذشتم و نه از اینکه بعد از مرگم تا چند سال دنیا ادامه داره و این مسایلی که بیان کردی وحشت نمیکنم . من از خیلی چیزها میترسم که شاید بنظرت مسخره بیاد ولی از چیزایی هم نمیترسم که شاید درصد بالایی از مردم بترسند .
این دقیقا حرف شماست : " خدای ما مظهر عقل و هوش و ذهن وصورت جسم و روح و خوبیوبدی و زیبایی و زشتی و نیکوکاری و و ظلم و.....همه این ها هست " اوووووووووووووووووووووووووووو .... محمدحسین شما معتقدی که خداوند تمام صفات زشت و پلیدو تاریکو داره ؟ خدارو باید حس کرد ؟ تو تونستی خدارو حس کنی . میدونی حس کردن یعنی چی ؟
ممنونم از tofigh . راستی منتظر نظراتت هستم آقا امیر .
ailin joon گفت : " کاریش نمیشه کرد زندگی اجباره " . آقای محمد علی بنده اسمم مهیار هستش نه مرتضی . منصوره جان هیچ وقت دیر نیست . الان میخوام برم بخوابم این روزا کلی پروژه ریخته سرم ولی قول میدم بازم مثل همیشه سعی کنم و هر روز آپ کنم . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 3:29 توسط مهیار |
|
|
درود بر تو مهشید .
ممنونم . واقعا هیچ وقت فکر نمیکردم یه روز مطالبم ارزش خوندن پیدا کنن ! هر وقت تونستم از عکسهایی که با آدم صحبت میکنن میزارم . واقعا عقاید شما مورد احترام . در مورد اون جمله هم فکر کنم از قول یکی از بازدید کنندگان نوشتم . یادم نمیاد ...! باید ببینم . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 3:46 توسط مهیار |
|
|
ممنونم که وبلاگم سر زدی نیستی یا همون هستی نه ببخشید داووود جان .
واقعا جای خوشحالیه که شما چند بار تمام مطالب وبلاگ منو مطالعه کردید . با عرض پوزش نتونستم تمامیه ۵ نظرتو بخونم ولی در اولین فرصت این کارو خواهم کرد ( بدلیل کمبود وقت و محدودیت اینترنتم ) بازم ممنونم. واییی .....!!!!!!!!!!!!!!! دیروز برای اولین بار وبلاگم زیر ۱۰۰ بازدید داشت ... و فکر کنم مطالب وبلاگم خیلی تکراری شدن که بازدید کنندگانم کم شدن . ولی اگه حتی یه نفرم به وبلاگم سر بزنه و نظرشو بگه من تا حدی خوشحال میشم که اگه روزی ۱۰۰۰ بازدید بدون نظر داشته باشم خوشحال نمیشم . فعلا وقت کافی ندارم ولی در اولین فرصت مطالب جدید و مفید میزارم . فعلا با عرض پوزش مرا ببخشید ... آخه فقط شبا ساعت ۳ تا ۴ صبح وقت دارم به وبلاگم سر بزنم ( البته فعلا ) . تا بعد و آرزوی روز افزون شدن نظرات شما و رضایت از مطالب وبلاگ ما .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 3:16 توسط مهیار |
|
|
آره خداییش خدا خیلی باحاله . چرا ؟ چون امثال منو میزاره زندگی کنن ! مگه من و امثال من چمونه ؟ شما که اسمتو مرادی اعلام کردی بگو ببینم اگه یه خروار ریشو پشم میزاشتم جایه مهرم رو پیشونیم حک میکردم اون وقت میشدم آدم درست ؟
آدمیت به اینه که بوی گلاب بدی ؟ ریدم به آدمیتی که با ریشو پشمو بوی گلاب خلاصه میشه . منو امثال من ؟! یعنی چی ؟ منظورتو درست بگو . متوجه نمیشم ! فیلم شوالیه سیاه ( آخرین نسخه بتمن ) دیدی ؟ نظرت چی بود ؟ فیلم کلی معنی داشت ولی اسممو عوض میکنم اگه موضوع بفهمی ! یه ابر قهرمان که آدمارو نجات میداد ! نه یه آدم که میخواست خودشو جای یه ابر قهرمان جا بزنه . حالا جوکر : از نظر بیننده یه جانیه روانی ولی فقط اون بود که کارشو تموم کرد . چرا همیشه میخوایید همچیو تو ظاهر ببینید ؟
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 3:27 توسط مهیار |
|
|
صفحه نخست پروفایل مهیار مدیر این وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره من و مطالب وبلاگ |
شاید با خوندن مطالب این وبلاگ بگی : عجب آدمیه ! چقدر نا امیده ! .
اما مساله اینه که من بیدارم و اگه توهم بیدار بشی می فهمی که زندگیت هیچ معنی ای نداره و کاملا مزخرفه . ما انسانیم که با لقب اشرف مخلوقات سرمونو شیره مالیدن ولی اگه فکر کنیم میبینیم که ما هیچی نیستیم و هر کاریم بکنیم در آخر نیست و نابود میشه . اگه تونستی حتما مطالب این وبلاگو بخون . شاید نظرت به زندگی روشنتر شد . |
| پیوندهای روزانه |
|
آموزش/هک/کرک/بوت/ویروس/ و ... آرشیو پیوندهای روزانه |